اکنون ثبت نام کنید
2019 September 19

All About Cinema

سینمای پاستوریزه و دردهای بدون درمان ما

به خاطره پونه

سینمای پاستوریزه و دردهای بدون درمان ما

حدود پنج سال است که مجید و پونه با هم ازدواج کرده‌اند و زندگی می‌کنند. مجید، اعتیاد به مواد مخدر دارد؛ از طرفی هم تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و… روز به روز اختلافاتی را بین آنها به وجود می‌آورد که مجید را درگیر می‌کند. ورود مربی کامپیوتر به زندگی آنها، اتفاقاتی را رقم می‌زند که مجید فقط شکی را که ساخته و پرداخته ذهنش است، می‌پذیرد. بااینکه پونه تلاش بسیاری می‌کند که شک همسرش را برطرف کند، اما شک شوهرش بیشتر می‌شود و در آخر، منجر به طلاق یک طرفه از طرف پونه می‌شود و مجید، ناامید، گوشۀ خانه رها می‌شود.

موضوع اصلی این فیلم، طلاق و بررسی علل آن بود. فیلم، به یکی از علل آن؛ یعنی، تفاوت فرهنگی دو خانواده، اشاره دارد که حتی بعد از پنج سال زندگی، این اختلاف فرهنگی در خانواده مشکل ایجاد می‌کند. در داستان فیلم، مجید شکاک است و با مصرف شیشه، توهم‌زایی‌اش بیشتر شده و شک مجید را شدت می‌بخشد.

 «به خاطر پونه»، فیلمی‌متوسط از سینمای اجتماعی است کهنمایش آن برای همۀ افراد جامعه مناسب نیست و برای بزرگ‌ترها توصیه می‌شود. پرداخت به این موضوعات ملتهب که در جامعه فراگیر است، فی نفسه، کار خوبی است؛ سینمای پاستوریزه، دردی از ما دوا نخواهد کرد. در قرآن هم ما می‌بینیم که از بدی‌ها یاد می‌شود، اما نکتۀ بسیار مهم و قابل‌توجه اینجاست که فیلم به یکی از معضلات و واقعیات جامعه پرداخته‌است، ولی راه‌حلی برای آن پیشنهاد نمی‌کند.  می‌شد همین داستان را طوری نقل کرد که مجید در آخر داستان، ناامید، در گوشۀ خانه رها نشود و روزنۀ امیدی یا راه تازه‌ای برای نجاتش از این شرایط عذاب‌آور گشوده‌شود.

بخاطر پونه

فیلم، نگاه تک‌بعدی به اجتماع ندارد و داستانش را چندعاملی پیش می‌برد. از هر چیزی، کمی‌ دارد، از سیاست، نیش و کنایه‌ها و کد‌هایی می‌دهد تا بیننده، مابه‌ازای افراد فیلم را در جامعه پیدا کند. چون این‌طور نیست که اگر یکی از این عوامل را برداریم، خانواده از خطرِ ازهم‌پاشیدگی رها می‌شود. اعتیاد، تنها یکی از عوامل چندگانه است؛چرا که اگر اعتیاد را از مجید برداریم باز هم آن مشکلاتِ کلی از بین نمی‌رود؛ کمااینکه اعتیاد مجید در فیلم خیلی زننده نیست و کارگردان نشان می‌دهد که مسئلۀ اعتیاد مسئلۀ اول فیلم نیست. یکی از مهم‌ترین عوامل، زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، دینی، اقتصادی و… است. بعنوان مثال پیش‌کشیدن حادثۀ سعادت آباد، ورشکست‌شدن کارخانۀ مجید، هم‌کفونبودن این دو خانواده، خانوادۀ مجید، خانواده‌ا‌ی مذهبی است که با مثال غیردینی هم قاطی شده است؛ مثلا، مادر مجید می‌گوید: «برای تو دعا نوشته‌اند که این‌قدر در مقابل پونه منفعل هستی.» ولی خانوادۀ پونه خانواده‌ای روشنفکر و مدرن هستند که به ارتباط دختر و پسر عکس‌العمل معمولی نشان می‌دهند؛ گویا که این مسئله مسئلۀ مهمی ‌نیست و نسل جدید، این چیزها را در خودش حل کرده و با این مسائل کنار آمده است. مجید، شخصیتی بددهن، خشن (کتک زدن پونه)، شهرستانی و فاقد تحصیلات است؛ از طرف دیگر پونه می‌گوید مجید مانع تحصیلاتم شده و با کارکردن در بیرون از خانه مخالف است. در اتاق پونه در خانۀ پدری‌اش ،کتابخانه‌ای موجود است که نشان از روشنفکربودن آن خانواده می‌دهد. از عوامل دیگر، شکاکیت و غیرتی بودن (به‌قول خودشان بدغیرتی) مجید است؛ البته می‌توان مواد مخدر را در اینجا موثر دانست و گفت که مصرف مواد، باعث ایجاد بدبینی و شکاکیت شدید شده است؛ چرا که یکی از ویژگی‌های مواد مخدر همین نکته است. مواد مخدر باعث سردمزاجیِ مجید می‌شود و نیاز جنسی‌اش به حداقل می‌رسد. همین نکته باعث می‌شود که پونه انتقاداتی غیرمستقیم به مسئلۀ جنسی کند که:«صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوم تو را نمی‌بینم، شب روتو از من برمی‌گردونی و…» چندسال پیش جایی خوانده بودم که قریب به هشتاد درصد طلاق‌ها به‌خاطر اختلالات جنسی اتفاق می‌افتد.

نکتۀ دیگری که در این فیلم مطرح است، آزادیِ بی‌قیدوشرط زن است، از تحصیلات، شغل و مربی کامپیوتر (وقتی که به خانه می‌آید، خانوادۀ مجید باید در اتاق باشند.) گرفته تا جایی که مجید حق شک‌کردن و غیرتی‌شدن را ندارد. (سکانس گیردادن مجید به خواهرخانمش در پارک) و همچنین تأکید بر این که زن دچار هیچ فسادی نشده‌است. (حتی همۀ آن دروغ‌هایی که گفته می‌شود، به‌خاطر سخت‌گیری‌های مجید است.)

 شاید نکتۀ مثبت فیلم، نقش‌آفرینی خوب بازیگرها باشد که متناسب با نقش موجود در این فیلم انتخاب شده‌اند؛ البته بعضی الفاظ و دیالوگ‌های فیلم توسط کاراکترها زیاد به‌کاربرده شده است که این بی‌ملاحظه‌گی‌ها بر مردم و فرهنگ مردم اثر منفی دارد و دیگر این‌که افراد مذهبی فیلم، مادر و خواهر مجید، تقابلی نسبت به اعتیاد ندارند.

در پایان با صحبتی از «شهید آوینی» که گمان می‌کنم جای بسی تأمل دارد و مشکل بسیاری از فیلم‌های ماست، مطلب را به پایان می‌رسانم: «مسلماً با نقدِ مضمون نمی‌شود به سینما رسید، چراکه مضمون فیلم ممکن است خوب باشد، ولی در مراحل ساخت، تبدیل به فیلمی مبتذل شود. مجموعۀ تکنیک و مضمون فیلم ممکن است محصول مبتذلی پدید بیاورد، حتی اگر مضمون فیلم اخلاقی باشد یا ممکن است خلاف آن، پیامی که در مضمون است عمل کند. نمونه‌اش بسیاری از فیلم‌هایی است که در تلویزیون و در برنامه “جُنگ هفته ” نمایش می‌دهند و مضامین آنها غالباً اخلاقی است، مثل “هشدار هفته ” یا “آینه عبرت “. در این فیلم‌ها، چون تکنیک با مضمون همراهی نمی‌کند و سینما صرفاً به عنوان مضمون مطرح است، خلاف هدف خودش عمل می‌کند و نه‌تنها تبلیغی برای آن پیام خاص نیست؛ بلکه ضد آن هم عمل می کند.»(شهید آوینی، کتاب آیینه جادو، جلد سوم،صفحه ۹۵٫)

منبع : حمید تلخابی - سایت کافه نقد

*نام و نام خانوادگی * مدرک تحصیلی
* تاریخ تولد

* پست الکترونیک
* جنسیت * تلفن تماس
* وضعیت تاهل * نظام وظیفه
* آدرس * توضیحات
کد امنیتی